انتشار دو کتاب از مجموعه‌ی سمر
1397/06/27 16:15:18

دو کتاب «کوچ شامار» و «مکیناس» در مجموعه‌ی سمر (انتشارات آگاه و نشر بان) منتشر می‌شوند

"کوچ شامار" رمانی است که زندگی یک کوچنده‌ی کُرد را روایت می‌کند. شامار پس از زلزله‌ی کرمانشاه، در عین سوگواری به‌ناگزیر مادر خود را در گوری گروهی جا می‌گذارد و با کوله‌باری از متون آئینی، و خاطرات و زیسته‌های دوران دانشجویی به پایتخت پناه می‌برد؛ او حین تجربه‌ی اشتغال در"کمپِنجات"، شاهد زوال روح و تن خود و همه‌ی نام‌هایی است که در دفترِ گزارش‌کار روزانه می‌نویسد. این رمان روایتی چند لایه دارد؛ از گذار ذهنی شخصیت‌ها به دوره‌ی قاجار تا سکونت و زیستن در مکان‌های استعاری، از صیرورت در متون قدیم تا شرح بدن‌هایی که به زخم‌های التیام‌ناپذیر دچار شده‌اند. شامار در واقع صورت دیگر شخصیت "میژو" در "نفس‌تنگی" است؛ رمان قبلی فرهاد گوران که چند تن از منتقدان و صاحب‌نظران ادبیات آن را بهترین رمان دوره‌ی خودش خواندند. راوی "کوچ شامار" جایی به نقل از پدرش می‌گوید؛ ستاره‌ام پشت سرم سرنگون شده است. بنابرین می‌کوشد با فراخواندن دختری که به او عشق می‌ورزد، پرتویی از آن ستاره برگیرد و به تاریکی آینده‎ بتاباند. این کتاب نوشته‌ی فرهاد گوران است و در سری خاکستری مجموعه‌ی سمر منتشر می‌شود. کتاب «مکیناس» نوشته‌ی محمد میرقاسمی است که در سری قرمز مجموعه‌ی سمر منتشر می‌شود؛ توی این اتاقک ایستاده و از حفره‌ای کوچک به ماشین پلیس‌هایی که برای دستگیری‌اش آمده‌اند نگاه می‌کند، اما نمی‌تواند جلوی ذهن‌اش را بگیرد که به هر گوشه‌ی پرت و بی‌‌ربطی سرک نکشد. یاسی می‌گفت: «لجبازی ذهن». می‌گفت: وقتی می‌خواهی روی چیزی تمرکز کنی حاشیه‌ها پررنگ می‌شوند و برعکس، وقتی می‌خواهی چیزی را فراموش کنی صد برابر توی مغزت درشت و درخشنده می‌شود... یاسی در این لحظه کجاست؟ چه می‌کند؟ خوشحال است یا غمگین؟ از اتاقک بیرون می‌زند و وارد واحد شمالی می‌شود. می‌ایستد در آستانه‌ی در. احمد پشت به در دراز کشیده روی موکت و ایگور را مثل بالش، بین پاهایش بغل کرده. هر دو آرام‌اند، مثل پدر و پسری که از فوتبال برگشته‌اند. پایپ شیشه‌ای و فندک روی موکت افتاده.